مخالفان مذاکره با تاسیس حزب، وزن خود را محک بزنند
- شناسه خبر: 18715
- تاریخ و زمان ارسال: 31 خرداد 1405 ساعت 12:03

مخالفان مذاکره با تاسیس حزب، وزن خود را محک بزنند
در اصول حکومت مردمی و مردم سالار، اظهار نظر در تمامی امور کشور، از حقوق مسلم انسان در جامعه ای است که در آن زندگی می کند و می خواهد نقش اجتماعی خود را ایفا نماید . البته کسی هم نمی تواند منکر یا مانع اظهار نظرش باشد. این نکته ی ظریف در تمامی مجامع جهانی و نیز در حقوق ملت قانون اساسی جمهوری اسلامی (اصل۲۳) نیز قطعیت یافته است و نیز عبارت معروف : من حاضرم جان خود را بدهم تا مخالف من حرفش را بزند” در عالم آزادی بیان ، ورد زبانهاست اما این بیان نظر با توهین و طعن ولعن و مرده باد و زنده بادی که در روزهای اخیر خطاب به دولت مردان گذشته و حال، به راه افتاده است ، تفاوت اصولی دارد و ناشی از عدم آگاهی و غلبه ی احساس برخردمندی بوده و هست و نشان می دهد با سررشته در اختیار داشتن می توان احساساتی ها را به سود منافع خود به زنده باد و مرده باد واداشت چنانچه در حواشی مذاکره در حق امثال ظریف و قالیاف و عراقچی و…. بنا به رویه ی متداول به گوش رسید و البته دور از انتظار هم نبود. شعارهایی که هیچ مبنای معرفتی و آگاهی به قضایای جنگ و منطقه و جهان نداشت و در حقیقت، ضرورت ناشناسی بود و کفه ی منافع شخصی سنگین شدن. حتی خلاف سخن حکیمانه ی منسوب به امام صادق علیه اسلام که:” العالم بزمانه ولا تهجم علیه اللوابس” آنان که ضرورت های زمان را می شناسند، هرگز مورد تهاجم اشتباهات قرار نمی گیرند)
این مخالفت ها و معاندها البته از مجلس شورای اسلامی و برخی نهادها به اقتدار شبانه هم رسید حتی به امور شخصی هم کشید و لب کلام هم این بود که ما به جای مذاکره و تفاهم می توانیم ادامه دهیم و جنگ را از منطقه به فرامنطقه هم ببریم اما چگونه و چرا و با چه منطق ، عقلانیت و ضرورتی؟ چون وجود برخوردهای احساسی کنه ماجرا معلوم نبود و اکنون هم نیست و حکایت “لنگش کن” بیرون گود است و نشناختن بایسته های خودی و توان طرف های متخاصم، عین همان به توبره کشیدن خاک روسیه ی تزاری که در محافل قاجاری گفتیم و به راه افتادیم و دیدیم که چگونه راه ما را از دریای سیاه بریدند و چه استانها و ولایاتی را از ما گرفتند و به روسیه پیوستند و اهانت ها و بی حرمتی هایی که در آن جلسه با حضور فتحعلیشاه قاجار به قائم مقام فراهانی حق گو و روشن بین روا شد و حتی به جرم آگاهی و واقع گرایی به تهمتی که همیشه در این دیار نقل مجلس بوده است به زندانش بردند؛ چرا که پبر آگاهی بود که ان حقیقت را که دیگران در آینه نمی دیدند در خشت خام می دید!
در اینجا نیز برای اینکه شعار به شعور و احساس به بینش و دانش بدل شود و قدرت درست تحلیل ها را به جامعه ارائه دهیم نگارنده پیشنهاد می کند که برای وزن شناسی در جامعه بهترین راه درست آن است که پس پرده ای ها و پیش پرده ای ها به میان میدان بیایند و حزبی متشکل از تشکیلات درست بنیاد بگذارند و همه ی حامیان و جانب داران شبانه و روزانه و هم مجلسی و هم محفلی را متمرکز و متحد نمایند و در امور مختلف جامعه اظهار نظر نموده راهبردهای درست کاربردی ارایه کنند و با این پایگاه عظیم اجتماعی که در تصور خود دارند و به زعم شان محکمه پسند و جامعه پذیر هم هست مثل تشکیلات همه ی دنیا، حرف شان را بزنند اما اگر چنین نیست وقتی عقلای قوم با توجه به جمیع شرایط تصمیمی می گیرند برای مصلحت کشور زبان در کام بگیرند و مشکل احساسی ایجاد نکنند و بدانند که حرفشان منطقی نیست چون با این حرکات معلوم می شود که نه جامعه ی خود را می شناسند و نه از توان طرف مقابل آگاهند و مهم تر اینکه موقع شناسی هم ندارند و نمی دانند که اکنون با توجه به شرایط موجود جهانی و داخلی آمریکا و موقعیت خاص ایران در منطقه، عاقلانه ترین تصمیم ارایه ی همین اندیشه ها، آینده نگری ها و تصمیماتی است که اکثریت مجلس و زعمای عقل مند قوم، پذیرفته اند و با درایت سعی در به نتیجه رساندن آن دارند و درپایان بهتر آن است که این رشته و نخ به دستان پشت پرده، یک بار با تأمل و تعمق و تدبر،موارد و اصول مدون و پیشنهادی ایران را که آمریکا پذیرفته است بخوانند، بیاموزند، عبرت بگیرند و زبان در کام گیرند.









