عقلانیت؛ هراس همیشگی افراطگرایی/ سید محمد نجاتی
- شناسه خبر: 18846
- تاریخ و زمان ارسال: 21 تیر 1405 ساعت 11:28

آیین باشکوه تشییع رهبر شهید انقلاب، صحنهای کمنظیر از همبستگی ملی، وفاداری مردم به آرمانهای انقلاب اسلامی و تجدید پیمان با ارزشهایی بود که برای پاسداری از آنها سالها مجاهدت، ایثار و فداکاری صورت گرفته است. چنین مناسبتهایی، از گرانسنگترین سرمایههای اجتماعی هر ملت به شمار میروند؛ سرمایههایی که باید کانون وحدت، آرامش، همدلی و انسجام ملی باشند، نه عرصه رقابتهای جناحی، تسویهحسابهای سیاسی و نمایش افراطگرایی.
با این همه، طرح شعارهای رادیکال علیه رئیسجمهور و سنگ پرانی به
سمت وزیرخارجه در متن این آیین ملی، بار دیگر این واقعیت را آشکار ساخت که برخی جریانهای تندرو، حتی حرمت بزرگترین مناسبتهای ملی و انقلابی را نیز در برابر اهداف سیاسی خود قربانی میکنند. این رفتار، بیش از آنکه نشانه اقتدار باشد، بازتاب هراس عمیق از گسترش عقلانیت، گفتوگو، وفاق ملی و اعتدال در عرصه اداره کشور است.
تندروی، هرگاه از استدلال و منطق تهی شود، به هیاهو پناه میبرد و زمانی که توان اقناع افکار عمومی را از دست میدهد، دوقطبیسازی و التهابآفرینی را به راهبرد بقا تبدیل میکند. در چنین شرایطی، برچسبزنی و تخریب، جایگزین گفتوگوی منطقی میشود و هر رویکرد مبتنی بر تعامل، تدبیر و تأمین منافع ملی، با واژگانی احساسی و اتهامآلود مورد هجمه قرار میگیرد؛ حال آنکه سیاست، عرصه خردورزی است، نه میدان غوغاسالاری.
تناقض آشکار آنجاست که گاه همان کسانی که بیش از دیگران از قانونگرایی، ولایتمداری و اخلاق انقلابی سخن میگویند، خود نخستین افرادی هستند که با رفتارهای تنشآفرین، حرمت آیینهای ملی را مخدوش میکنند. پاسداشت عزای ملی، صیانت از آرامش عمومی و حفظ وحدت اجتماعی، نه یک توصیه اخلاقی، بلکه ضرورتی راهبردی برای استحکام سرمایه اجتماعی کشور است.
واقعیت آن است که سیاستورزی مسئولانه، بر مدار احساسات و شعارهای هیجانی شکل نمیگیرد. دیپلماسی نیز ابزار تأمین عزت، امنیت و منافع ملی است و تاریخ جمهوری اسلامی ایران بارها نشان داده است که عالیترین مسئولان کشور، حتی در دشوارترین شرایط، گفتوگو و مذاکره را در چارچوب مصالح نظام و منافع مردم دنبال کردهاند. این رویکرد، نه نشانه عقبنشینی، بلکه جلوهای از بلوغ سیاسی، واقعبینی و مسئولیتپذیری در قبال آینده کشور است.
امروز ایران بیش از هر زمان دیگری به آرامش، انسجام، گفتوگوی ملی، عقلانیت راهبردی و تصمیمهای مبتنی بر خرد جمعی نیاز دارد. تجربه تاریخی نیز گواه آن است که افراطگرایی، هرچند ممکن است برای مدتی صدایی بلندتر داشته باشد، اما هرگز نتوانسته است جایگزین عقلانیت شود. آینده ایران را نه هیجانهای زودگذر، بلکه تدبیر، قانونگرایی، وفاق ملی و ترجیح منافع مردم بر منافع جناحی رقم خواهد زد.
حرمت سوگ را شکستید؛ هنوز فرصت بازگشت به اندیشه باقی است
سوگ، حریم مشترک وجدان یک ملت است؛ عرصهای برای همدلی، تأمل و احترام، نه میدان منازعات سیاسی. آنان که حتی در روزهای عزای یک رهبر نیز نتوانستند حرمت این آیین را پاس بدارند، پیش از آنکه به رقیب سیاسی آسیب بزنند، به سرمایه اخلاقی و انسجام اجتماعی کشور لطمه وارد کردهاند.
تاریخ همواره داوری روشنی داشته است؛ هیاهو هرگز جای اندیشه را نگرفته و فریاد هیچگاه جانشین منطق نشده است. اگر در هنگامه سوگ، حرمت، انصاف و اخلاق به حاشیه رانده شد، هنوز فرصت بازگشت باقی است؛ فرصتی برای شنیدن دوباره سخنانی که همواره جامعه را به عقلانیت، مدارا، قانونمداری، اخلاق، وحدت و ترجیح منافع ملی فرا میخواند.
وفاداری به یک رهبر، تنها در تکرار نام او یا سر دادن شعارهای پرشور خلاصه نمیشود؛ وفاداری حقیقی، در فهم عمیق اندیشه، التزام عملی به اخلاق، احترام به کرامت انسانها، پاسداشت وحدت ملی و حرکت در مسیر عزت و پیشرفت کشور معنا پیدا میکند.
حال که حرمت سوگ او را پاس نداشتید، دستکم هر روز دقایقی به سخنانش گوش فرا دهید. شاید در آرامش کلماتش، حقیقتی را بیابید که غوغای سیاست آن را از نگاهتان پنهان کرده است؛ زیرا ملتها را نه فریادهای افراطی، بلکه خرد، اخلاق، مسئولیتپذیری و همبستگی ملی به قلههای پیشرفت میرساند.
بزرگترین ادای احترام به یک رهبر، نه در بلندترین شعارها، بلکه در عمیقترین فهم از اندیشه او، پایبندی به اخلاق، پاسداری از قانون، حفظ آرامش جامعه و صیانت از عزت و وحدت یک ملت تجلی مییابد.









