بیش از کمبود فرصت، از فرصت سوزی آسیب دیده ایم
- شناسه خبر: 19318
- تاریخ و زمان ارسال: 17 شهریور 1405 ساعت 15:32

کشور عزیز ایران در آستانه تصمیم های سخت قرار دارد که احتمالاً هیچ کدام بدون هزینه نخواهد بود،
از اصلاحات اقتصادی و کاهش آثار تحریم گرفته تا تنش زدایی در سیاست خارجی و بازسازی ساختارهای فرسوده ی نهادی، یافتن تصمیم بی هزینه نیست، مسئله آن است که چگونه می توان هزیه های اجتناب ناپذیر را مدیریت و از تحمیل هزینه های اضافی جلوگیری کرد. این کار بیش از هر چیز به اعتماد عمومی نیاز دارد. دولتی که از پشتوانه ی اجتماعی برخوردار باشد، تصمیم های دشوار را با هزینه سیاسی و اجتماعی کمتری اجرا می کند، اما اگر این اعتماد فرسوده شود حتی درست ترین سیاست ها نیز با مقاومت، سوء ظن و ناکامی مواجه خواهند شد.
دولت باید دوباره بتواند مرجع اصلی تصمیم گیری و اجرای قانون باشد و این بدون اعتماد عمومی
ممکن نیست. اعتماد نیز محصول تبلیغات هیجانی نیست و از شفافیت، پاسخگویی و گفت و گوی
صادقانه با جامعه به دست می آید. اگر فضای عمومی کشور به حذف صداها و برچسب زنی به منتقدان بینجامد،مهم ترین دستاورد جنگ، یعنی همبستگی ملی در دفاع از کشور، به تدریج فرسوده خواهد شد
جنگ، یک واقعیت مهم را آشکار کرد که جامعه ایران با وجود شکاف های سیاسی و نارضایتی های انباشته، در برابر تجاوز دشمن از کشور دفاع کرد، این سرمایه، ارزشمند اما شکننده است. خطای راهبردی آن است که این همگرایی ملی را با انسجام اجتماعی پایدار یکی بدانیم. دفاع از وطن، لزوما به معنای افزایش اعتماد عمومی، احساس عدالت یا رضایت از حکمرانی نیست.
انسجام اجتماعی باشاخص هایی مانند اعتماد به نهادهای عمومی، احساس عدالت، امید به آینده ، مشارکت اجتماعی، رضایت از زندگی و کیفیت رابطه ی دولت و جامعه سنجیده می شود. اگر هر تصمیمی برای تنش زدایی، هر توافق ، هر مذاکره و با هر اصلاح اقتصادی، به جای آن که براساس منافع ملی نقد و ارزیابی شود، به میدان تسویه حساب های جناحی تبدیل گردد، نتیجه ی آن از پیش روشن است.عده ای هر انعطافی را “خیانت “می نامند و عده ای دیگر هر مقاومتی را “شکست” و در این میان آن چه بیش از همه آسیب می بیند، اعتماد عمومی است.
جامعه امروز بیش از هر چیز به توضیح نیاز دارد. مردم حق دارند بدانند کشورمان با چه محدودیت هایی
رو به روست، هزینه هر تصمیم چیست و چرا یک گزینه برگزینه های دیگر ترجیح داده می شود.
این نیاز را نمی توان با بیانیه یا شعارهای هیجانی پاسخ داد. لازمه آن، گشوده شدن فضای
گفت و گوی کارشناسی و امکان طرح دیدگاه های متفاوت در چارچوب منافع ملی است. تجربه
نشان داده است که وقتی فقط یک روایت رسمی مجال طرح پیدا می کند، روایت های رقیب،
مرجعیت خود را در بیرون از رسانه داخلی پیدا می کنند، مسئله دقیقا همین جاست. رسانه ملی به جای آن که میدان گفت و گو و محل عرضه روایت های مختلف باشد، در سال های اخیر عمدتا به تریبون یک روایت یک سویه هیجانی دور از واقعیت تبدیل شده است. در چنین وضعی، هدف اقناع افکار عمومی جای خود را به تکرار پیام داده و نتیجه اش روشن است.بخشی از جامعه برای فهم واقعیت به رسانه های معاند رجوع می کنند و مرجعیت رسانه ملی بیش از بیش تضعیف می شود. اگر قرار است اعتماد شکل گرفته در روزهای جنگ حفظ شود، این رویکرد باید تغییر کند. اعتماد زمانی شکل می گیرد که مخاطب احساس کند صدایش شنیده می شود، پرسش هایش پاسخ می گیرد و امکان مقایسه روایت های مختلف را دارد.جنگ یک واقعیت دیگر را هم آشکار کرده است، بر خلاف تصویری که در صدا
و سیما باز نمایی شده؛ بخش بزرگی از جامعه نه طرفدار تداوم تنش است و نه- به فشار خارجی
برای حل مسایل کشور امید بسته است. مطالبه غالب مردم، حفظ امنیت کاهش هزینه های کشور،
تقویت پول ملی، کاهش نرخ تورم و حل مسایل از مسیر عقلانیت و گفت و گوست.
تجربه سه دهه گذشته یک هشدار روشن دارد که ایران بیش از آن که از کمبود فرصت آسیب دیده
باشد از فرصت سوزی آسیب دیده است. امروز هم مهم تر از مسئله پایان یافتن جنگ، کیفیت
اداره صلح است. مهم ترین سرمایه ای که در روزهای جنگ شکل گرفت، احساس مسئولیت مشترک
ایرانیان در دفاع از کشور بود حفظ این سرمایه مستلزم تغییر در شیوه حکمرانی و ترجیح منافع ملی،
بر رقابت های جناحی است.اگر پسا جنگ به فرصتی برای اصلاح حکمرانی تبدیل شود،هزینه ای که
مردم در روزهای جنگ پرداختند، به سرمایه ای برای آینده کشور تبدیل خواهد شد. اما اگر
این فرصت نیز در رقابت های جناحی و افراط گرایی مستهلک شود چند سال بعد، بار دیگر با حسرت
از فرصت از دست رفته ای سخن خواهیم گفت که می توانست مسیر دیگری پیش روی ایران بگشاید.









